استفاده مىكرد كه نيازى به اينهمه مباحث عريض و طويل و قواعد دقيقه و عميقه نبود و در آن صورت بود كه هركسى براى خود مجتهدى مىشد و البته در آن صورت بود كه شعار حسبنا كتاب الله [ اين شعار پوسيدهء پانزده قرن پيش ] دوباره زنده مىشد و بر سر زبانها [ به ويژه زبانهاى روشنفكران ناآگاه از عمق فقه و اصول اسلامى ] مىافتاد و بالاخره در آن صورت بود كه بايد فاتحهء اسلام خوانده مىشود و على الاسلام السلام
و در آن صورت بود كه ما با دستهاى لرزانمان بنيان اين كاخ عظيم و بناء مستحكم را كه در طول تاريخ معماران بزرگى امثال شيخالطائفهها ، معلمالشيعهها ، محققها ، علامهها ، شهيدها ، صاحب جواهرها و امام خمينىها و . . . آن را بنا كرده و پاسدارى نمودهاند درهم كوبيده و بنائى نو به دلخواه خود كه لابد مطابق با نظم نوين جهانى هم بود ! ! ايجاد مىكرديم
و در اينجا به سخن از امام محمد تقى ( ع ) اشاره مىكنم كه فرمود :
لو سكت الجاهل لارتفع الاختلاف چه زيبا است كه هركس در هر موقعيّتى كه هست جايگاه خود را بازشناخته و به فراخور درك فهم خويش سخن گفته و اسلامشناسى و دين تفسير كردن را به عهدهء اسلام شناسان حقيقى عارف به زمان واگذار كند البته گمان نشود كه ديگران از بكارگيرى شمشير برندهء بيان و تيغ كوبنده قلم عاجزند و صحنهاى براى تركتازى بعضى آماده است كه با بازى با اصطلاحات هر حريمى را مورد تجاوز قرار دهند خير اينها مهلتى است تا احيانا اگر كسى قابل هدايت است هدايت شود و گرنه تمام بافتههاى فكرى اينگونه افراد با يك مقاله از هم گسسته مىشود و مشت اينگونه افراد باز مىشود . . .
در هر حال بايد ابتدا تحقيق و تفحص نمود سپس در صورت يأس از
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 284
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٨٤