تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
قوله : و كما لا يجوز : تا اينجا نتيجه گرفتيم كه شخصى كه متمكن از امتثال تفصيلى و مراعات قصد وجه است بايد درصدد امتثال تفصيلى برآيد و حق ندارد به امتثال اجمالى قناعت كرد حال مىفرمايد : همان گونه ورود در عبادت با قصد اينكه آن‌قدر تكرار كند تا واقع را احراز كند جايز نيست همچنين ورود در عبادت با اين بناگذارى كه فعلا عمل را با فلان خصوصيت انجام مىدهم و پس از فراغت از عمل مىروم و تحقيق مىكنم آنگاه اگر عملم مطابق با واقع درآمد فهو المطلوب و گرنه اعاده خواهم كرد . اين هم صحيح نيست به همان دليل كه به قصد وجه تفصيلى لطمه زده و حال آنكه لازم المراعاة است قوله : و لو دخل : فرع قبلى مربوط به كسى بود كه از اوّل ترديد دارد و با ترديد وارد عمل مىشود حال اين فرع مال كسى است كه از آغاز جازم به صحت عبادت بوده و با نيت جزم وارد عمل شد ولى در اثناء عمل حادثه رخ داد فى المثل تجشّئى صادر شد يا تفرقع اصابعى و يا خميازه‌اى و . . . و از حالا به بعد مردد شد كه آيا نمازم صحيح است و بايد ادامه دهم ؟ يا باطل شد و بايد اعاده كنم ؟ آيا در چنين مورد شخص مىتواند بنا بر بر فحص و تحقيق بعد العمل گذاشته و عبادت را به آخر برساند با اين نيت كه بعدا فحص كرده و اگر كشف خلاف شد اعاده كنم و الّا فلا يا خير ؟ سه قول مطرح است : 1 - عبادت چنين كسى باطل شد و بايد از سر بگيرد و حق ندارد عمل را به آخر برساند ؟ بدليل اينكه از حالا به بعد كه با ترديد و لنگ‌ولنگان