در مسئله نماز كسى كه احكام آن را نداند
[ و از جمله احكام همين وجوب يا استحباب تمام يا بخشى از نماز است ] فرموده : اصحاب اجماع دارند بر بطلان اين نماز و مرحوم سيد مرتضى ره در مسئله جاهل به قصر اين ادعاى اجماع را تاييد كرده و لذا با وجود اين شهرت عظيمه و اجماعات منقوله به نقل مستفيض و متظافر و لو متواتر نباشد ما جرئت مخالفت صددرصد نداشته و احتياط را از دست نمىدهيم [ وجه اين مطلب را در جلد سوم شرح اصول در پايان باب حجيت شهرت آوردهام ]
قوله : بل يمكن :
تا به حال روى فتواى خود ايستاده ولى احتياط را هم از دست نداديم حالا مىفرمايد : بلكه روى مباحثى كه در باب حجيت اجماع منقول داشتيم ممكن است بگوئيم : اين اجماعات منقوله به ضميمهء آن شهرت عظيمه اساسا دليل محكمى هستند بر لزوم اعتبار قصد الوجه و بنابراين بايد قاطعانه فتوا به بطلان عبادات تارك طريق اجتهاد و تقليد بدهيم كه بالاتر است از سخنانى كه در نعم به بعد ذكر شد .
قوله : و امّا الثانى :
و امّا قسم دوّم يعنى مواردى كه احتياط در آنها مستلزم تكرار عبادت مىشود از قبيل علم اجمالى به ظهر و جمعه ، قصر و اتمام و . . . : در آغاز مىفرمايند : در اين فرض نيز همانند فرض قبلى يعنى اقل و اكثر به اطاعت اجماليه و احتياط مىتوان بسنده نمود و نيازى به پيمودن طريق اجتهاد [ در مجتهد ] و يا تقليد [ در مقلد ] نيست بلكه احتياط نموده و ميان دو عمل جمع مىكنيم البته باز بر همان مبنا كه قصد وجه جزمى را در
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 276
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٧٦