تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
خير ؟ و خلاصه اينكه آيا اين عمل محصّل غرض مولى مىباشد يا خير ؟ و مكرّر گفته‌ايم كه در شك در محصل غرض و يا محصل عنوان بايد احتياط كرد و هو فيما نحن فيه بالفحص و البحث عن الدليل ثم الاكتفاء بالامتثال الاجمالى بدليل اينكه عقل مىگويد : الاشتغال اليقينى يستدعى الفراغ اليقينى . قوله : و لكن : آنچه از نعم تا به حال ذكر شد زبان حال كسى بود كه در اعتبار قصد وجه شاك باشد و لكن مرحوم شيخ مىفرمايد : به عقيدهء ما در تحقّق عنوان اطاعت و امتثال امر مولى بدون رعايت قصد وجه حتى در عبادات جاى هيچ‌گونه شك و ترديدى وجود ندارد تا آن سخنان جارى و سارى باشد بلكه ما قاطع هستيم به عدم مراعات قصد وجه و دليل ما فهم و قضات عرف و عقلاء عالم است زيرا كه عرفا و نزد تودهء مردم اگر كسى مأمور به را على ما هو عليه فى الواقع من الوجه [ يعنى نيّتش اين باشد كه من به قصد وجه واقعى انجام مىدهم و واقع هرچه باشد به روى چشم قبول دارم چه وجوب و يا استحباب ] انجام دهد او را مطيع و ممتثل مىشمارند و منتظر نمىمانند كه آيا علم تفصيلى به وجه عمل داشته تا او را مطيع بشماريم يا نداشته تا مطيع ندانيم . بالاتر از اين اصلا نيازى به قصد وجه واقعى هم نيست كه حتما در نيّت خطور بدهد على ما هو عليه فى الواقع را ، بلكه كافى است كه عبادت را به قصد قربت مشترك انجام دهد [ چون واجب هم باشد مقرّب است مستحب هم باشد كذلك ] بلكه حتى اگر علم تفصيلى به وجه عمل هم داشته باشد كه فلان جزء