تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
مطلب دوّم : در دوران امر ميان جزئيت يك امرى در عبادت و يا زيادى مبطل بودن آن چه بايد كرد ؟ يعنى علم اجمالى داريم كه يا فلان امر جزء مأمور به است پس اتيان آن واجب است و يا زيادى مبطل است پس اتيانش حرام است در اينجا وظيفه چيست ؟ مثال : شخصى در اثناء خواندن سوره شك مىكند كه آيا حمد را خوانده يا نه ؟ در نتيجه مردّد مىشود كه آيا واجب است برگردد حمد را بجا آورد يا حرام است و اگر برگردد زيادى مبطل انجام داده ؟ منشأ شك او در وجوب و حرمت اينست كه اگر مجموعهء حمد و سوره را جزء واحد به حساب بياوريم شك او قبل از تجاوز محل است و بايد به شكش اعتنا كند و دوباره حمد را بخواند و اگر حمد را يك جزء و سوره را جزء ديگر بدانيم پس شك او پس از تجاوز محل است و نبايد اعتنا كند و اگر بر گردد كار حرامى انجام داده است حال دوران امر است ميان جزئيت حمد و زيادى مبطل بودن آن [ البته مرحوم آشتيانى در بحر الفوائد و مرحوم همدانى در حاشيه بر اين مثال اشكال كرده و مثال ديگرى آورده‌اند كه هركس مايل است مراجعه كند ] حال پس از عنايت به موضوع بحث و مثالهاى آن وارد مىشويم در بيان اقوال : مجموعا در اين رابطه چهار نظريه مطرح است كه مرحوم آشتيانى همهء آنها را با دليلشان در شرحش ذكر فرموده و در رسائل مرحوم شيخ سه نظريه عنوان شده : 1 - قول به تخيير و برائت مطلقا [ چه در باب اقل و اكثر و شك در جزئيت و شرطيت برائتى شويم و چه احتياطى ]