2 - اصل مسح ساقط شد حال اگر بخواهيم از آيه احتمال اول را بر داشت كنيم بايد اين مقدمهء خارجيه را ضميمه كنيم كه با تعسر شرط مشروط ساقط نمىشود و الّا اگر مشروط هم ساقط شود بايد امام مىفرمود : مسح ساقط مىشود
[ البته ممكن است جواب داد به اينكه نيازى به مسلم گرفتن اين مقدمهء خارجيه نيست زيرا كه آيهء نفى حرج مىگويد : حكم به مقدار حرج رفع مىشد و مقدارى كه حرجى است مسح بر بشره است كه ساقط مىشود نه اصل المسح كه آن معسور نيست پس ساقط هم نيست ]
نتيجه نهائى اينست كه مرحوم شيخ چه در باب اجزاء و چه شرائط براساس قاعدهء اوليه نتيجه گرفتند شرطيت و جزئيت مطلقه را كه با تعذر شرط و يا جزء مشروط و يا كل هم ساقط مىشود
ولى براساس قاعده ثانويهء مستفاده از روايات كه در باب جزء سه روايت و در باب شرط يك روايت بود نتيجه گرفتند جزئيت و شرطيت مقيده را كه با تعذر جزء يا شرط هم مشروط يا كل ساقط نمىشود و واضح است كه مادامىكه قاعدهء ثانويه را داريم نوبت به قواعد اوليه نمىرسد آرى اگر نزد كسى قاعدهء ثانويه ناتمام بود او حق دارد به قواعد اوليه مراجعه نموده و بدان فتوا دهد .
قوله : فرعان الاوّل :
در خاتمه تنبيه دوّم دو فرع مىآورند كه در ارتباط با بحث جزئيت و شرطيت است فرع اوّل : هرگاه مستحب يا واجبى داشته باشيم كه داراى اجزاء و شرائطى باشد و ادراك همهء آنها براى مكلف غير مقدور باشد بلكه الّا و لابد يا بايد مقدارى از شرائط را ترك كند تا به همهء اجزاء
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 250
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٥٠