السدر در اينجا البته كلام ظهور در وحدت مطلوب دارد و واضح است كه اذا انتفى القيد انتفى المقيد ولى گاهى هريك از مطلق و مقيد در يك خطاب جداگانه ذكر مىشود مثل ما نحن فيه كه يكبار فرموده : يجب غسل الميت بالماء ثلثا
و جاى ديگر فرموده و ليكن فى الماء شىء من السدر در اينجا كه امر به مقيد مستقلا و جداى از امر به مطلق وارد شده البته مىدانيم كه امر يك تكليف است و تكاليف مختص به حال تمكن هستند و در حال ضرورت و تعذر ساقط مىشوند پس اگر متمكن بوديم از جعل شىء من السدر فى الماء اين امر متوجه ما مىشود و الّا اين امر سقوط مىكند و در نتيجه آن مطلقات اوليه كه بقول مطلق مىگفت :
يجب الغسل ثلثا نسبت به حال تعذّر از هرگونه تقييدى سالم مانده و به اطلاق آن تمسك مىكنيم و مىگوئيم بايد بدل از ماء السدر و ماء الكافور سه نوبت ميت را با آب قراح غسل داد و هذا هو مطلوب السيد صاحب الرياض ره .
قوله : مدفوعة :
مرحوم شيخ مىفرمايند : ما اين دعوى را دفع مىكنيم به اينكه اوّلا اين امرى كه در خطاب مقيد وارد شده [ يعنى امر و ليكن . . . ] يك امر ارشادى است يعنى ارشاد مىكند به اينكه قرار دادن مقدارى از سدر در آب شرطيّت دارد [ اصولا اين يك قاعده كليه است كه تمام اوامرى كه در شرع مقدس وارد شده و به شرطى از شروط واجب يا جزئى از اجزاء واجب تعلق گرفتهاند امر ارشادى هستند يعنى صرفا و صرفا ما را ارشاد و راهنمائى مىكنند به اينكه فلان امر مثلا ركوع يا سجود و . . .
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 247
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٤٧