جزء فلان واجب مثلا نماز مىباشد و يا فلان چيز شرط فلان مأمور به است و هيچگونه مولويتى در اين امرها نيست و لذا بر اين اوامر استقلالا نه ثوابى هست و نه عقابى ] و اگر اين امر ارشادى شد يعنى دلالت كرد بر جزئيت و اختصاصى به حال تمكن نداشت معنايش آنست كه جعل شىء من السدر فى الماء مطلقا شرطيت دارد و در همه حال مطلوب است پس اگر مقدور بود بايد انجام شود و اگر متعذر شد اصل وجوب غسل ساقط مىشود و وجهى براى بدليت غسل به آب خالص به جاى آب سدر وجود ندارد
و ثانيا برفرض كه اين امر يك امر مولوى باشد مىگوئيم امر مولوى دو گونه است 1 - استقلالى 2 - غيرى و امر مورد بحث از قبيل اوامر غيريه و مقدميه است زيرا كه نفس قرار دادن مقدارى از سدر در آب كه مطلوب نيست بلكه اين جعل مقدمه است براى امتثال امر به غسل با آب سدر و اگر مقدمه شد وجوب مقدمه از حيث اطلاق و تقييد تابع وجوب ذى المقدمه است اگر ذى المقدمه نسبت به حالت تمكن مقيد و مختص بود مقدمه نيز چنين است و اگر ذى المقدمه اطلاق داشت مقدمات نيز اطلاق دارند و حيث اينكه بقول شما يجب الغسل بالماء ثلثا كه ذى المقدمه است اطلاق دارد پس و ليكن . . . نيز كه مقدمه است اطلاق خواهد داشت نسبت به حال تمكن و تعذر
در نتيجه باز هم مراد اينست كه بودن مقدارى از سدر در آب مطلقا مطلوب است و اذا تعذّر سقط اصل الغسل .
قوله : و يمكن :
تا به حال مرحوم شيخ در رابطه با شروط فى الجملة نظر سلبى
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 248
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٤٨