نه كله يعنى افراده چون فعل واحد اجزاء دارد نه افراد كثيره پس با كل مجموعى تناسب دارد نه افرادى
و ثانيا اگر چنانچه در كلام قرينهاى وجود داشته باشد مبنى بر اينكه مراد ما از ماء موصوله عموميت و افعال متعدده است و ما يعنى افعالى كه يا هر فعلى كه از قبيل اكرام زيد - اكرام بكر و . . . در اين فرض امكان حمل بر عموم افرادى وجود دارد ولى باز هم لفظ كل به معناى كل مجموعى است نه افرادى چون حمل بر كل افرادى تالى فاسد دارد
و آن اينكه معناى حديث چنين مىشود كه ما لا يدرك اى الافعال التى لا يدرك كلها اى شىء منها لا يترك كلها اى شىء منها
يعنى كارى را كه هيچ مقدارش برايت مقدور و قابل ادراك نيست حق ندارى هيچ مقدار آن را ترك كنى و چنين چيزى معقول نيست و لذا به ناچار بايد بر كل مجموعى حمل كرد و در نتيجه مثبت مدعاى ما خواهد بود .
قوله فثبت :
از مباحث نسبتا مفصلى كه پيرامون سند و دلالت اين سه روايت مطرح كرديم به اين نتيجه مىرسيم : كه انصافا استدلال به اين روايات براى اثبات وجوب اتيان به باقيمانده از اجزاء تام است و هيچ ايرادى بدان وارد نيست و لذا مىبينيم كه نه تنها ميان خواص و علماء بلكه ميان عوام و حتى نسوان و اطفال هم استدلال به اين روايات شايع و ذايع است و ضرب المثل گرديده است پس جاى هيچ ترديدى نيست
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 242
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٤٢