استدلال نيست و اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال پس اين حديث هم به درد مدعاى شما نمىخورد .
قوله : و يرد على الاوّل :
مرحوم شيخ همهء اين اعتراضات را جواب مىدهند :
امّا جواب ايراد اوّل : اوّلا در مباحث الفاظ ثابت شده كه جمله خبريه در مقام انشاء ظهورش در وجوب اگر از جمله انشائيه اقوى و آكد نباشد اضعف و اهون نيست پس مجرد رجحان ثابت نشد بلكه وجوب ثابت گرديد و ثانيا در باب مركبات واجبه كافى است كه رجحان الباقى ثابت شود كه شما قبول داريد آنگاه به ضميمه عدم قول به فصل وجوب هم ثابت مىشود چون كسى نگفته كه در واجبات انجام باقى اجزاء فقط رجحان دارد اما واجب نيست پس وجوب ثابت مىشود و هو المطلوب
و امّا جواب ايراد دوّم : اينكه گفتيد دوران امر بين ارتكاب يكى از دو خلاف ظاهر است :
1 - يا تخصيص موصول به باب مستحبات .
2 - و يا حمل لا يترك بر رجحان ما مىگوئيم : خير چنين دورانى در بين نيست و ماء موصوله از اوّل هم ظهور در عموميت نداشته و شامل مستحبات نبود تا بعدا استثنا شود بدليل اينكه اگر ماء موصول عموميت داشته باشد به معناى اينست كه كل فعل لا يدرك كله لا يترك كلّه پس شامل مباحات هم بايد بشود بلكه شامل مكروهات و محرمات هم بايد بشود درحالىكه قطعا محرمات را شامل نيست بدليل كلمهء لا يترك كه حمل بر رجحان هم بشود شامل محرمات نيست چون در آنها اينگونه
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 240
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٤٠