به شىء مركب و داراى اجزاء تا صحيح باشد كه بگوئيم : فأتوا بعضه المقدور و الاصل عدم التقييد
و ثانيا بايد اين شىء مركب را هم تقييد بزنيم به صورتى كه اتيان جميع ميسور نباشد بلكه اتيان بعض عمل ميسور و بعضى متعذر باشد و الاصل عدم التقييد
و ثالثا تازه بعد از اينهمه تقييدات بايد مرتكب تخصيص كثير هم بشويم يعنى مواردى كه اين قاعده در آنها جارى نيست اخراج كنيم كه خيلى هم فراوان است از قبيل باب صوم و باب حج و . . . كه در آنها اگر بعضى متعذر بود كلّ عمل ساقط مىشود و باز هم الاصل عدم التخصيص و لذا قول مشهور مستلزم تقييدات كثيره و تخصيص كثير و تقديرات فراوان است يعنى بايد بگوئيم : معناى حديث اينست :
اذا امرتكم بشيء ذى اجزاء و لم تقدروا على اتيان جميعه فأتوا بعضه المقدور الّا الحج و الصوم و . . .
و روشن است كه تمام اينها خلاف ظاهر و خلاف اصل است و لذا ناگزير بايد من را به معناى باء تعديه بگيريم تا نيازى به اينهمه تقدير نباشد و اگر به معناى باء شد ديگر به درد قول ثانى نمىخورد
مرحوم شيخ در جواب مىفرمايند : جناب صاحب فصول و اين حرفها ؟ ! ! از ايشان تعجّب است زيرا كه دو تقييد اوّل از خود كلمه منه ما استطعتم استفاده مىشود چون وقتى من براى تبعيض بود خودش قرينه است كه مراد از شىء ، شىء ذى الاجزاء است و به ضميمه ما استطعتم قرينه مىشود كه بعض آن مقدور باشد دون بعض و ظهور منه در اين دو امر حاكم است بر ظهور مطلق در اطلاقش كه صاحب فصول مىگويد آن
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 232
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٣٢