فأتوا و المأتيّ به من المأمور به دوام استطاعتكم .
طبق اين دو احتمال حديث در مقام بيان اينست كه قدرت شرط تنجّز هر عملى است و تا هنگامى يك عمل بر شما واجب است كه مقدورتان باشد و ربطى به مسئله وجوب الجزء عند تعذر الكل ندارد پس در اين حديث احتمالات متعدد وجود دارد و از خير آن بايد گذشت .
مرحوم شيخ در جواب مىفرمايد : اينكه لفظ من به معناى باء تعديه باشد در تمام موارد خلاف ظاهر است چون اين معنا از معانى مختلفه لفظ من نيست تا ظهور در آن داشته باشد بلكه نيازمند قرينه است و لا ريب در اينكه حمل بر ظاهر حتى الامكان مقدم است و اينكه لفظ من به معناى بيانيت باشد البته تبيين يكى از معانى مختلفهء من است و لكن در خصوص اين حديث ارادهء آن بعيد است چون بيانيت هميشه در موردى است كه قبلا ابهام يا اجمالى وجود داشته باشد و بعدا بيان شود درحالىكه در اين حديث نه لفظ امرتكم اجمال دارد نه لفظ شىء كه اطلاق دارد و هرشىء منظور است و نه لفظ فأتوا
بنابراين دو احتمال بعدى ابطال مىشود فتعين الاحتمال الاول و هو الظاهر من لفظة من فهو المراد و على هذا دليل بر قول ثانى مىشود .
ايراد دوّم : مرحوم صاحب الفصول اصل ظهور را پذيرفته و قبول كرده كه كلمهء من براى تبعيض است و ما موصوله است و معنا همان است كه ذكر شد ولى مدّعى شده كه حمل بر ظاهر مستلزم تقديرات كثيره است و الاصل عدم التقدير و لذا ناچار شده از خير حمل بر ظاهر بگذرد
بيان مطلب : اگر لفظ من به معناى تبعيضيه باشد
اوّلا بايد كلمهء شىء را كه در حديث بطور مطلق ذكر شد تقييد بزنيم
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 231
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٣١