تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
1 - بعضى از اجزاء نسبت به زياده به نحو به شرط شىء اخذ شده‌اند همانند سجده كه بايد متعدد و مكرر باشد و سجده واحده در ركعت واحده كافى نيست 2 - بعضى از اجزاء بنحو لا به شرط و مطلق ملاحظه مىشوند همانند ذكر ركوع و سجود 3 - و بعضى از اجزاء نسبت به زياده به شرط لا هستند يعنى مقيد به عدم زياده هستند همانند تكبيرة الاحرام ، ركوع و . . . حال قسم اوّل از مورد بحث خارج است و قسم ثانى نيز از محلّ بحث خارج است چون در اين‌گونه موارد زيادى عمدى هم مبطل نيست تا چه رسد به زيادى سهوى كه بطريق اولى مبطل نخواهد بود انما الكلام در قسم ثالث است كه زيادى عمدى آنها قطعا مبطل است ولى كلام در اينست كه آيا زيادى سهوى آنها هم مبطل است يا خير ؟ پس كلام در زيادى سهوى آن دسته از اجزائى است كه زيادى عمدى آنها حتما مبطل است و امّا آن دسته از اجزائى كه زيادى عمدى آنها هم مبطل نيست بطريق اولى زيادى سهويشان ضرر نخواهد زد . حال كه محلّ نزاع روشن شد ببينيم حكم اين مسئله چيست ؟ مىفرمايد حكم اين مسئله همانند مسئله اولى است كه نقصان الجزء سهوا باشد و همچنان كه آنجا ما قائل به بطلان عبادت شديم همچنين در اينجا هم اصالة البطلان جارى مىكنيم و علّت مطلب آنست كه اتيان فلان جزء به شرط عدم الزيادة مطلوب بوده و مكلف از روى فراموشى اين شرط عدم زياده را رعايت نكرده و عملى كه بدون شرط انجام بگيرد گويا انجام نگرفته پس كانّ جزء ترك شده و لذا مرجعش به نقصان است و حكم آنجا را دارد .