اوّلا : اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال و نيازى به اثبات احتمال 1 و 2 نيست ثانيا ما شواهد فراوانى داريم كه مراد معناى اوّل است نه معناى سوم و چهارم و آيه ظهور در آن معنا دارد پس از محل بحث خارج است و استدلال به آن ناتمام است و آن قرائن عبارتند از :
1 - حمل لفظ بر معناى حقيقى : باب افعال يكى از معانى حقيقىاش معناى اوّل است
2 - آيهء صدقات هم كه قبل از اين آيه آمده با همين معنا انسب بود كه در بالا تبيين شد
3 - صدر آيه مورد بحث هم مؤيد همين معنا است چون فرموده :
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ لا تُبْطِلُوا أَعْمالَكُمْ
كه اوّل فرموده خدا و رسول را اطاعت كنيد بعد فرموده و لا تبطلوا . . . معنايش اينست كه از كسب اطاعت اعمالتان را با شرك و كفر و معصيت و . . . حبط و نابود نكنيد نه اينكه از اوّل اعمالتان را فاسدا انجام ندهيد چون آن كار از اول مخالفت خدا است و اطاعت برآن صدق نمىكند پس اين هم قرينه است كه معناى اول مراد باشد
4 - آيه ظهور در ابطال كل عمل دارد يعنى اعمالتان را از قبيل نمازها - روزهها - حجها و . . . ابطال نكنيد نه اينكه مراد بعض العمل باشد كه بعضى را كه انجام دادهايد ابطال نكنيد كه مورد نظر همين است بقول رحمت الله در حاشيه : يعنى جميع الاعمال الحسنة فانّ اعمالكم جمع مضاف مفيد للعموم او جميع المركب لا جزئه المفيد فيما نحن فيه و ذلك الظهور فان المركب بتمامه هو العمل و اما جزئه جزء العمل و المناسب لما بعده هو المعنى الاوّل