عمل اثرى بار نيست نه اينكه اول صحيح بوده بعدا فاسد شده
طبق اين معنا نيز نهى لا تبطلوا ارشادى است چون العقل مستقل به اين مطلب پس بيان شارع تاكيدى است نه ارشادى و مولوى
و طبق اين معنا هم آيهء شريفه از محل بحث خارج است و مثل اين آيه مثل آن ضرب المثل عربى است كه مىگويند : ضيق فم الركية يعنى دهانهء چاه را از اول تنگ بگير و حلقهء چاه را كوچك احداث كن نه اينكه اوّل چاه وسيعى را بكنى سپس دهانهء آن را با وسائلى بگيرى تا تنگتر شود .
3 - منظور از ابطال عمل قطع عمل در اثناء آن و رفع يد از آن است يعنى عملى مثل نماز - روزه - حج و . . . را صحيحا شروع كردهايد سپس در وسط عمل كارى نكنيد كه آن عمل فاسد شود فى المثل قاطعى از قواطع يا مانعى از موانع را ايجاد نكنيد كه باطل شود و خلاصه در اثناء عمل حق نداريد عمل را بهم بزنيد حال استدلال به آيهء مذكور در ما نحن فيه بنا بر اين احتمال است و اتفاقا مشهور فقهاء جهت حرمت قطع فريضه به همين آيه تمسك كردهاند و حتى بعضى براى نوافل هم بدان استناد كردهاند
4 - منظور از عمل در دو احتمال 1 و 2 كل عمل بود ولى در احتمال سوم مراد بعض العمل بود كه بحسب لغت بر بعض العمل هم عمل اطلاق مىشود حال در معناى چهارم بگوئيم مراد از عمل به معناى اعم كلمه و مطلق العمل است اعم از كلّ صلاة و يا بعض صلاة و آيه در مقام اينست كه هر دو را نبايد ابطال كرد طبق اين احتمال هم شامل ما نحن فيه مىشود حال كه احتمالاتى پديد آمد و طبق بعضىها به درد ما نخورد مىگوئيم :
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 199
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٩٩