قوله : فافهم :
شايد اشاره به اين باشد كه خود وجوب و عدم وجوب استيناف هم اثر عقلى است و عقل مىگويد اعاده واجب نيست پس ما اثر شرعى مع الواسطه هم پيدا نكرديم تا بگوئيم واسطه خفيه است و مانعى ندارد و بالاخره مرحوم شيخ استصحاب صحت را كه دليل بر صحت اجزاء سابقه اقامه شد پس از كشمكشهاى زياد نپذيرفتند .
قوله : و قد يتمسّك :
در دو صورت زيادى عمدى كه مورد بحث بود عدّهاى از فقها منجمله مرحوم شيخ ره طرفدار صحت عبادت بودند ولى هركدام دليل دارند ، دليل خود مرحوم شيخ اصالة البراءة بود و دليل بعضى استصحاب بود كه تا به حال ذكر شد
اينك جماعتى به پيروى از شيخ الطائفة براى صحت عبادت به آيهء شريفه و لا تبطلوا اعمالكم تمسك كردهاند
كيفيت استدلال : آيهء شريفه به دلالت مطابقيه بر حرمت ابطال عمل دلالت مىكند چون صيغهء لا تفعل ظهور در حرمت دارند و در مباحث ملازمات عقليه به اثبات رسيده كه همانطورىكه امر به شىء مقتضى نهى از ضد است همچنين نهى از شىء هم مستلزم امر به ضد است آنگاه نهى از ابطال عمل مستلزم امر به مضى و ادامهء عمل است پس واجب است بر ما مضى و ادامه عمل ، آنگاه از راه وجوب مضىّ اثبات مىكنيم صحت عمل را به يكى از طرق اربعهء ذيل :
1 - يا به دلالت التزاميهء لفظيه در نزد كسانى كه ميان وجوب مضى و صحت لزوم بين بالمعنى الاخص قائل باشند كه از تصور وجوب مضى به
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 195
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٩٥