هيئت اتصاليه صلاتيه را چون نسبت به اين امر اركان استصحاب تام است فلذا مانعى از جريان ندارد .
قوله : و لكن :
مجددا در اين قسمت درصدد تخريب استصحاب برآمده مىگويند :
جريان استصحاب در خصوص شك در قاطعيت قابل قبول است ولى بحث ما كه اختصاص به قاطعيت ندارد بلكه بحث ما در مطلق مانعيت زياده است كه آيا زيادى عمدى فلان شىء مانع از صحت نماز مىباشد يا خير و لذا اين دليل كه استصحاب باشد اخص از مدّعا است سؤال : فرق بين مانع و قاطع چيست ؟
جواب : اگرچه سابقا نيز اشارهاى داشتيم ولى مجددا در اينجا از زبان مرحوم شيخ اين فرق را مىگيريم و آن اينكه : مانع عبارتست از آن چيزى كه وجودش مانع از صحت و عدمش بما هو و فى نفسه شرط صحت نماز است يعنى يكى از شرائط صحت نماز عبارتست از نبود اين مانع در جميع آنات نماز از آغاز تا به انجام به گونهاى كه اگر يك آن و يك لحظه اين امر در اثناء نماز تحقّق يابد شرط صحت منتفى شده و واضح است كه اذا انتفى الشرط انتفى المشروط
و در نتيجه آن مركبى كه مطلوب شارع بوده تحقق نخواهد يافت حال در اينگونه موارد يقين به صحت اجزاء سابقه هم داشته باشيم فايدهاى ندارد چون صحت ما سبق به تنهائى و بدون انضمام باقيمانده ارزشى ندارد و فرض اينست كه انضمام باقى هم ميسور نيست پس مع القطع هم كافى نيست تا چه رسد به اينكه با استصحاب صحت اجزاء سابقه را درست كنيم كه بطريق اولى فايدهاى ندارد و سر مطلب آنست كه
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 190
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٩٠