تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
اجزاء سابقه به تنهائى ملازمه ندارد با انضمام ساير اجزاء و مجزى بودن آن تا چه رسد به اينكه صحت اجزاء سابقه با استصحاب ثابت گردد . و نيز امورى را شارع مقدس قاطع قرار داده [ ذيلا فرق مانع و قاطع از زبان خود مرحوم شيخ بيان خواهد شد ] و ما از اين جعل قاطعيت و ناقضيت اين معنا را استكشاف مىكنيم كه : معلوم مىشود در نظر شارع مقدس فلان عبادت [ مثلا نماز ] داراى يك هيئت اتصاليه‌اى است كه انجام عمل با همان هيئت مطلوب شارع است و اگر آن هيئت به هم بخورد و انفصال حاصل شود كفايت نمىكند حال نسبت به بعضى از امور يقين به قاطعيت داريم از قبيل حدث در اثناء نماز كه قاطع نماز است و نسبت به امورى هم يقين به عدم قاطعيت داريم از قبيل تجشأ يعنى آروغ زدن و نسبت به امورى شك داريم كه آيا فلان امر قاطعيت دارد يا خير فى المثل زيادى عمدى فلان كار آيا هيئت اتصاليه را بهم مىزند يا خير آنگاه خصوصيت قاطع با مانع فرق دارد ويژگى مانع اينست كه لطمه‌اى به صحت اجزاء سابقه نمىزند و موجب فساد آنها نمىگردد بلكه خود فى حدّ ذاته يك نقص محسوب مىشود . ولى ويژگى قاطع اينست كه موجب انفصال هيئت اتّصاليه مىگردد و طبيعى است كه قوام انفصال به منفصلين يعنى دو طرف آنست كه دو طرف در ما نحن فيه همان اجزاء سابقه و لاحقه مىباشند آنگاه قاطع كه آمد هركدام از دو طرف از قابليت مىافتند چه اجزاء لاحقه و چه سابقه با عنايت به اين مطلب مىگوئيم اگر در موردى شك در قاطعيت داشتيم استصحاب مىكنيم بقاء صحت اجزاء سابقه و بقاء قابليت آنها و بقاء