و بدان ملتزميم و هيچ مانعى از اين التزام نمىبينيم و امّا اينكه در لسان نصوص و فتاوى آمده كه اين اجزاء و يا كل عمل با عروض موانع و قواطع باطل مىشوند بدان معنا است كه اجزاء سابقه به تنهائى مفيد فايده نيستند و دردى را دوا نمىكند چون عمل مجموعهاى مركب از اجزاء است و در چنين موردى بايد مجموع عمل با شرائط انجام پذيرد تا موجب امتثال شود و گرنه نصف آن با شرائط انجام پذيرد و نصف خير كافى نيست پس صحت اجزاء سابقه بجاى خود محفوظ ولى فايدهاى ندارد پس بايد عبادت را از سر گرفت تا مفيد فايده و موجب امتثال شود
قوله : نعم :
تا اينجا استصحاب صحت اجزاء سابقه را نپذيرفتيم حال برمىگرديم و استصحاب را تقويت مىكنيم : وقتىكه ما به روايات مراجعه مىكنيم مىبينيم كه شرع مقدس امورى را مانع از صحت عبادت قرار داده از قبيل نجاست لباس و بدن ، غصبيت و . . .
و ما از اين خطابات استفاده كرده و عدم اين امور را شرط از براى صحت قرار دادهايم آنگاه نسبت به امورى يقين داريم كه مانعيت دارند و نسبت به امورى يقين به عدم مانعيت داريم و نسبت به امورى هم شك در مانعيت آنها داريم آنگاه عند الشك فى المانعية كه برگشت به شك در شرطيت عدم دارد اصل برائت جارى مىكنيم و جاى استصحاب نيست
زيرا نسبت به صحت اجزاء سابق بر اين امر مشكوك المانعية ترديدى نداريم تا استصحاب كنيم بلكه قطع به بقاء داريم ولى صحت
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 188
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٨٨