بر اين زياده را اگر صحت مجموع را استصحاب مىكنيد اشكال ما اينست كه على الفرض هنوز مجموع تحقق نيافته تا صحبت از صحت و بطلان آن شود
و اگر صحت اجزاء سابق را استصحاب مىكنيد خواهيم گفت اين استصحاب جارى نيست زيرا كه استصحاب متقوم به دو ركن است :
1 - يقين سابق
2 - شك لاحق در بقاء و در اينجا ركن ثانى منتفى است زيرا كه ما شك در بقاء صحت اجزاء سابقه نداريم تا استصحاب كنيم بلكه يقين به بقاء صحت داريم بيان مطلب : صحت يا به معناى مطابق بودن اين اجزاء سابقه با امر است و يا به معناى مؤثر بودن اين اجزاء است و هركدام كه باشد صحت متيقن است نه مشكوك
امّا به معناى مطابقت با امر : براى اينكه فرض اينست كه اجزاء سابقه با همه شرائطش طبق امر اتيان شده و از اين ناحيه كمبودى نيست و بقول اهل معقول الشّيء لا ينقلب عما وقع عليه پس صحت به اين معنا مسلّم است
و امّا به معناى اثر داشتن : اثر الاجزاء السابقة اينست كه اگر باقيمانده از اجزاء با همه شرائطشان به اين اجزاء ضميمه شوند حتما موجب امتثال خواهند بود و صحت به اين معنا هم جاى ترديد نيست بلكه مقطوع و مسلّم است فلا حاجة الى الاستصحاب
تنظير : سكنجبين داراى دو ركن است يكى سركه و يكى انگبين حال اگر سركه تنها باشد آيا اين جزء صحيح است يا فاسد ؟ قطعا صحيح است به اين معنا كه اگر جزء ديگر هم با همهء خصوصياتش
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 186
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٨٦