يحذو حذوهم . . .
2 - و گاهى قصدش از افزودن فلان جزء اينست كه مجموع زائد و مزيد عليه يك جزء باشند فى المثل شرعا يا تشريعا معتقد است كه در هر ركعت آنكه واجب است جنس و كلى ركوع مىباشد كه بر يك فرد هم صدق مىكند بر افراد كثيرين هم صدق مىكند و در صورت افراد كثيرين هم با همهء آنها يك امتثال حاصل مىشود
3 - و گاهى جزء زائد را به قصد بدليت از مزيد عليه مىآورد يعنى جزئى را شروع نموده سپس از آن رفع يد مىكند و جزء ديگرى را بجاى آن اتيان مىكند حال اين جابهجائى يا از باب اقتراح و دلبخواهى است مثل اينكه در ركعت اول يا دوم پس از حمد سورهاى را شروع كرد سپس در اثناء يا بعد از اتمام آن برايش بدا حاصل شد و آن را رها كرده وارد سورهء ديگرى شد يا بخاطر يك غرض دينى از قبيل اينكه اين سوره دوّمى افضل است و يا غرض دنيوى از قبل كوتاه بودن دوّمى و يا اينكه رفع يد از اوّلى بخاطر فاسد و باطل بودن آنست
فى المثل كل سورهء اوّل يا بخشى از آن را به قصد ريا خوانده كه باطل است و به ناچار سورهء ديگرى بجاى آن مىخواند يا مثلا طمأنينه را در بخشى از آن عمدا رعايت نكرده و بههرحال سوره اول باطل شده و بايد سورهء ديگرى بخواند و لذا وارد دوّمى شد .
حال از اين سه صورت ، در صورت اوّل بالاجماع زيادة الجزء عمدا مبطل است البته مسئله سه صورت دارد كه در دو صورت مبطل است و در يك صورت خير و آنها عبارتند از :
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 183
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٨٣