1 - از قبل از ورود به نماز به نيّت جزئيت تصميم داشته آن جزء را زياد كند و كرده
2 - در اثناء نماز چنين تصميمى برايش حادث شد و ركوعى به نيت جزئيت مستقله افزود
3 - پس از فراغت از عمل چنين نيت و قصدى براى او پيش آمد كه اين به جائى ضرر نمىزند حال در دو فرض اول و دوّم زيادى مبطل است بدليل اينكه ما قصد لم يقع و ما وقع لم يقصد يعنى آنچه را كه مكلف انجام داده كه مجموع مشتمل بر اين جزء زايد باشد مأمور به نبوده و آنچه را كه مأمور به بوده كه مجموع بدون اين جزء باشد وى انجام نداده پس امر مولى را امتثال نكرده پس عمل او فاسد است پس مجزى نيست پس بايد اعاده كند .
و امّا صورت دوّم و سوم محل نزاع است : به عقيدهء مرحوم شيخ در اين دو صورت زيادى موجب بطلان عبادت نيست بدليل اينكه شك ما در صحت عبادت با ازدياد اين جزء بازمىگردد به شك در مانعيت كه آيا زيادى فلان جزء مانعيت از صحت دارد يا نه و قبل از تنبيهات گفتيم شك در مانعيت برمىگردد به شك در شرطيت عدم چون چيزى كه وجودش مانع باشد عدم ان شرط است و در شك در شرطيت ما برائتى شديم به بيانى كه ذكر شد
پس با زيادى اين جزء شك مىكنيم اعاده بر ما واجب مىشود يا نه ؟ اصالة البراءة جارى مىكنيم ولى به عقيدهء جماعتى از قبيل محقق اول اين دو قسم از زيادى هم مبطل هستند بدليل اينكه : اين زيادى مغيّر هيئت صلاتى است « صغرى »
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 184
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٨٤