تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
[ منتها به كل بالمطابقه و به اجزاء بالتضمن ] درست شده و عند النسيان اين اثر شرعى مرفوع است يعنى بر شخص ناسى نه آن جزء منسى واجب است و نه مجموع عمل بدون آن جزء و امّا جزئيّت سوره كه شما با كلمه و ان شئت قلت . . . بيان كرديد از احكام و مجعولات شرعيه نيست تا عند النسيان با حديث رفع برداشته شود بلكه جزئيّت سوره همانند كليّت صلاة از امور انتزاعيه هستند كه عقل ما از امر به صلاة انتزاع مىكند كليت را براى نماز و جزئيت را براى سوره [ البته اين بر مبناى مرحوم شيخ انصارى در باب استصحاب است كه كليه احكام وضعيه را منتزع از احكام تكليفيه مىدانند و مجعولات شرعيه را در احكام تكليفيه خلاصه مىكنند كما سيأتى تفصيلا ] بنابراين عند النسيان جزئيّت باقى است پس همان استدلال ما در صدر اين مسئله جارى است كه اصالة البطلان باشد به بيانى كه گذشت ، همچنين شما گفتيد وجوب اعاده هم در حال نسيان مرفوع است ما مىگوئيم : اوّلا وجوب اعاده اثر عقلى و به حكم عقل است زيرا كه عقل مىگويد : اگر مأتى به با مأمور به مطابقت نكرد بايد اعاده كنى و اثر شرعى نيست تا توسط شارع رفع شود . و ثانيا وجوب الاعادة برفرض كه اثر شرعى باشد امّا مال ترك سوره نيست تا بگوئيد عند النسيان اين اثر مرفوع است بلكه اثر آن امر اوّل يعنى امر به كل است و على الفرض بعد از تذكر و التفات آن امر اولى به قوت خود باقى است و بايد امتثال شود پس بايد اعاده كنيم . قوله : و دعوى : بقاء امر اوّل و ارتفاع آن اثر ترك و فعل سوره است و لا ريب در