تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
سخن مستشكل بر مبناى دوّم است يعنى بنا بر اينكه مقدر جميع آثار باشد آنگاه معناى رفع نسيان عبارتست از رفع كليه آثار شرعيه‌اى كه لو لا النسيان مترتب مىشد و در ما نحن فيه اگر مصلّى آن جزء مشكوك را فراموش نكرده بود بلكه عمدا و عن التفات ترك مىكرد آثارى داشت از قبيل بطلان اين عمل و وجوب اعادهء آن و حرمت ترك سوره و جزئيّت سوره حال عند النسيان كليه اين آثار مرتفع است پس جزئيت سوره هم در حال نسيان منتفى است پس عمل الناسى كامل است پس وجهى براى بطلان و وجوب اعاده نيست . قوله : قلت : مرحوم شيخ مىفرمايند : اوّلا در مبحث برائت به اثبات رسيد كه حديث رفع ظهور دارد در رفع عقاب و مؤاخذه و معناى رفع النسيان يعنى رفع المؤاخذة عليه و ساير آثار و احكام شرعيّه جزء يا شرط منسى مدّ نظر حديث نيست . و ثانيا برفرض كه جميع الآثار الشرعيّة مقدر باشد امّا حديث رفع تنها در محدودهء احكام و آثار شرعيه جارى و سارى است يعنى امورى كه وضع آنها بدست شارع باشد و از مجعولات شرعيه باشند رفعشان هم بدست شارع مقدس بما هو شارع است . و امّا امورى كه مستقيما مجعول شارع نيستند بلكه به حكم عقل از مجعولات شرعيه انتزاع مىشوند در اين‌ها حديث رفع جارى نيست و وظيفهء شارع رفع يا وضع آنها نيست با عنايت به اين مطلب در ما نحن فيه مىگوئيم : وجوب الكلّ و به تبع آن وجوب تك‌تك اجزاء مجعول شارع است و با امر شرعى