تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
مامور بها نبوده تا بحث از اجزاء شود . قوله : و قد يتوهم : بعضىها خيالاتى شده و پنداشته‌اند كه در ما نحن فيه اگرچه امر شرعى در ميان نيست ولى امر عقلى داريم زيرا كه عقل هر عاقلى مستقل است به اينكه در حق ناسى بيش از نماز بدون سوره واجب نيست چون معذور است و لذا موارد امر اضطرارى و ظاهرى در باب امر شرعى داخل مىشود و ما نحن فيه در باب امر عقل داخل مىشود و از اين باب مجزى است مرحوم شيخ مىفرمايد : اين نيز پندارى باطل است بدليل اينكه كار عقل تنها نفى تكليف و عقاب است يعنى همين اندازه ادراك مىكند كه در حق ناسى نماز با سوره واجب نيست و براى ترك آن مؤاخذه نمىشود و امّا اثبات اينكه پس در حق ناسى نماز بدون سوره واجب است از حوزه ادراكات عقلى خارج است و بالجمله تكاليف چه شرعيه باشند و چه عقليه در اين جهت مشتركند كه نيازمند ذكر و التفات هستند و در حق ناسى به فعليت نمىرسند پس امر عقلى هم درست نشد تا امتثال آن مجزى باشد . قوله : و نظير هذا التوهم : نظير همين توهم كه در ما نحن فيه پيش آمد و خواستند امر عقلى درست كنند در مورد جاهل مركب نيز پيش آمده [ جاهل مركب كسى است كه به خطا اعتقاد جزمى بر امرى پيدا كرده و به خطاى خويش جاهل است يعنى نمىداند كه نمىداند و خيال مىكند كه مىداند ] يعنى گفته‌اند ناسى در اثر غفلت از غفلت خويش عقيده‌مند است كه