تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
يا اينكه منظور اينست كه براى ملتفت و غافل يك خطاب بيشتر نيست و آن امر به نماز با سوره است با اين تفاوت كه در حق آدم ملتفت نماز بدون سوره [ ناقص ] كفايت نكرده و جاى نماز با سوره [ كامل ] را پر نمىكند تا مجزى شود ولى در حق انسان ناسى همين عمل ناقص مىتواند بدل از كامل گرديده و جاى خالى آن را پر كند و گويا مثل مواقع اضطرارى كه شارع مقدس به ناقص بسنده كرده و بر تحصيل كامل پافشارى نكرده در ما نحن فيه هم با ناسى مدارا شده و در حق او تخفيف قائل شده و از وى همين ناقص را قبول فرموده است ؟ حال اگر منظورتان احتمال اوّل باشد خواهيم گفت : اين احتمال باطل است بدليل اينكه اصلا شخص غافل قابل توجه خطاب و تكليف به او نيست نه ايجابا كه به او بگويند ايّها الغافل افعل كذا و نه اسقاطا كه به دو بگويند ايّها الغافل از دوش تو فلان واجب ساقط است زيرا كه به مجرّد گفتن ايها الغافل كذا و كذا او از غفلت بدر آمده و ذاكر مىگردد پس اينكه شارع مقدس در حق ناسى نماز بدون سوره را واجب كرده سخنى باطل است . و اگر منظورتان احتمال دوم يعنى جعل بدليت باشد كلام بجا و پسنديده‌اى است و كاملا ميسور و ممكن است كه شارع چنين كارى بكند چون جعل بدل يك حكمى از احكام وضعيه است كه در حق ناسى جعل مىشود آن هم پس از زوال غفلت و يك حكم تكليفى مربوط به حال غفلت نيست ولى با كمال تأسف عدم جزئيت به اين معنا [ يعنى اينكه بگوئيم سوره در حال نسيان جزئيت ندارد و بر ناسى واجب نيست به اين معنا كه شارع در حق وى ناقص را بدل كرده ] را احدى از طرفين دعوا