تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
براى شخص ناسى جزئيت ندارد و تنها عند الذكر جزئيت دارد ] در نتيجه نسبت به حال نسيان ما در اصل جزئيت شك مىكنيم و مسئله برمىگردد به مباحث قبل از اين تنبيه كه عند الشك در جزئيت آيا به اصل برائت رجوع شود يا به احتياط ؟ گروهى برائتى گشته و حكم به عدم لزوم اتيان مىكنند و گروهى احتياطى شده و حكم به اعاده مىكنند پس فرمايش شما را در اين بخش قبول نداريم 3 - و گاهى دليل دال بر جزئيت يك حكم تكليفى است يعنى خطاب صادره از شارع مستقيما در مقام بيان جزئيت نيست بلكه در مقام بيان يك حكم تكليفى است آنگاه ما جزئيت را از آن انتزاع كرده‌ايم . فى المثل دليل گفته : فاقرءوا ما تيّسر من القرآن كه مستقيما و بالمطابقه دلالت مىكند بر وجوب قرائت قرآن در نماز كه يك حكم تكليفى است و خاصيت حكم تكليفى آنست كه مختص به حال ذكر و مخصوص ذاكرين است و غافلين را شامل نيست آنگاه ما از اين خطاب تكليفى جزئيت قرائت در نماز را انتزاع مىكنيم پس دليل جزئيت مختص به حال ذكر است از طرف ديگر دليل اصل عبادت يعنى اقيموا الصلاة [ على الفرض و على القول بالاعم ] اطلاق دارد و دليل فوق تنها در حالت ذكر و التفات قابليت پيدا كرد كه اين اطلاق را تقييد بزند و امّا نسبت به حال نسيان به اطلاق تمسك كرده و حكم مىكنيم به اينكه بر شخص ناسى نماز بدون قرائت واجب است در نتيجه وجهى براى بطلان اين عبادت و جريان اصالة البطلان كه شما فرموديد نيست پس در يك قسمت سخنان شيخ ره را تاييد و در دو بخش ردّ كرديم