تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
حال شك داريم كه آيا قرائت مثلا ركن عبادت است يا غير ركن حال عند الشك در ركنيّت چه بايد كرد ؟ گاهى يقين داريم كه مثلا ركوع ركن است و گاهى يقين داريم كه مثلا ذكر ركوع ركن نيست در اينجاها برطبق يقين خويش عمل مىكنيم ولى گاهى شك مىكنيم كه آيا فلان جزء ركنيت دارد يا نه مىخواهيم بدانيم مقتضاى قاعده و اصل اوّلى در موارد شك در ركنيّت چيست ؟ آيا مقتضاى قاعده ركنيت است الّا ما خرج بالدليل و ثبت كونه غير ركن ؟ يا مقتضاى قاعده عدم ركنيت است الّا مواردى كه بدليل خاص ركنيت آن ثابت شده ؟ يا مسئله ركنيت و عدم ركنيت مبتنى بر مسئله برائت و احتياط در باب شك در جزئيت است كه هركس در آنجا برائتى شد در اينجا اصل را بر عدم ركنيت بگذارد و هركسى در آنجا احتياطى شد در اينجا اصل را بر ركنيّت بگذارد ؟ و يا اينكه بگوئيم ركنيت احكامى دارد آنگاه عند الشك در ركنيت پاره‌اى از آن احكام مترتب مىشود از قبيل بطلان عبادت به نقصان سهوى اين جزء و پاره‌اى ديگر از احكام ركنيت مترتب نمىشود از قبيل بطلان عبادت به زيادى عمدى يا سهوى آن ؟ حال كداميك از اين چهار نظريه قابل قبول است ؟ مرحوم شيخ مىفرمايد : قبل از هر چيزى بايد با معناى كلمهء ركن آشنا شويم : كلمهء ركن در اصل لغت و در استعمالات عرفى معنايش واضح و روشن است ، ركن يعنى ما به قوام الشّيء همانند ستون خيمه كه قوام خيمه به آن است و اين ركن محسوب مىشود به گونه‌اى كه