و الاستعمال و بالمراد و المقصود بعد الوضع و الاستعمال و الارادة و هكذا فاذا يستحيل تعلق التكليف المستفاد من اللفظ بتلك المفاهيم المتأخّرة عن الوضع كما انه يمتنع وضع اللفظ لها فالموضوع له الذى تعلق به التكليف هو معروض تلك المفاهيم المنتزعة بالاعتبارات المختلفة و مصداقها المردّد بين الاقل و الاكثر . . . ]
قوله : و نظير هذا :
دليل سوّم : بنا بر قول صحيحىها الفاظ عبادات براى خصوص عبادات صحيحه وضع شده و موضوع له آنها صحيح است و صحيح از نظر معنا و مفهوم كاملا مبيّن است صحيح يعنى درست يعنى داراى همهء اجزاء و شرائط آنگاه در خارج شك داريم كه آيا محصّل اين عنوان اقل است يا اكثر ؟ آيا ايجاد اين عنوان و وجود خارجى بخشيدن به آن در گرو اتيان به اقل است يا اكثر ؟ و خودتان در مسئله چهارم يعنى شبهه موضوعيه مدّعى شدهايد كه در چنين مواردى بايد اصالة الاحتياط جارى كرده و اكثر را انجام دهيم تا يقين كنيم كه آن عنوان مأمور به محقّق شده
جواب ما اينست كه اين هم از جمله موارد خلط مصداق با مفهوم است زيرا احدى نگفته كه صلاة وضع شده براى خصوص صحيحه و عنوان صحيح داخل در موضوع له نيست آرى اگر در خارج صلاة ما جامع جميع اجزاء و شرائط باشد مصداقى از مصاديق صحيح خواهد بود و اين دو به حمل شايع اتحاد دارند و اين همان است امّا به حمل اوّلى ذاتى وحدتى ميان آن دو نيست و هركدام معناى خاص خود را دارند ، صحيح يعنى درست و صلاة يعنى آن عبادات خاصه ، فافهم كه اين دو مفهوما بهم مربوط نيستند .
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 129
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٢٩