تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
جارى مىشود چه فقدان نص و يا اجمال نص پس كاملا تبيين شد كه قياس مع الفارق است . قوله : فان قلت : دليل دوّم : خود شما در مسئله چهارم از مسائل اقل و اكثر كه شبههء موضوعيّه است خواهيد فرمود : كه هرگاه مأمور به از نظر مفهوم مبيّن باشد ولى مصداق خارجى و محصّل آن عنوان و غرض مردّد باشد بين الاقلّ و الاكثر بايد احتياط كرد و كارى كرد كه آن عنوان در خارج حتما محقّق شود و آن به اتيان اكثر است حال در ما نحن فيه مولى فرموده : اقيموا الصلاة و صلاة مفهومى مبيّن است زيرا كه مولى در هنگام امر از اين كلمه چيزى اراده كرده و گفته اقيموا الصلاة پس معناى اين امر آنست كه مراد مولى را بجا آوريد و مراد مولى مفهومى است مبيّن و اجمالى ندارد ، مراد يعنى مقصود و مطلوب مولى منتها در خارج نمىدانيم كه آيا محصّل و محقق مراد مولى عمل نه‌جزئى است يا ده‌جزئى ؟ شك در محصل عنوان و غرض داريم و بقول خودتان در چنين مواردى بايد احتياط كرد مخصوصا با انضمام اين نكته كه هيچ دليلى نداريم بر اينكه شارع مقدّس به احتمال تحصيل مراد و احتمال خروج از استحقاق عقاب [ كه با اتيان اقل حاصل مىشود ] اكتفا كرده باشد پس حتما بايد اكثر را بياوريم . قوله : قلت : جواب ما اينست كه : مستدل ميان مفهوم و مصداق ، عارض و معروض خلط كرده و اين نخستين اشتباه نيست بلكه در مسائل علمى و فلسفى از اين مقوله فراوان مشاهده مىشود كه جناب شيخ به سه نمونه