از اين اشتباهات طى مباحث آتيه اشارهاى خواهند داشت
يكى از آنها همين مورد است كه مىفرمايد : كى گفته كه متعلّق التكليف عنوان مراد المولى و مقصوده است تا شما بگوئيد : عنوان مراد المولى مفهوما مبيّن است و اشتباه در مصداق خارجى آن و محصّل اين عنوان است و هركجا چنين باشد بايد احتياط كنيم اگرچه مورد از قبيل اقل و اكثر باشد تا چه رسد به باب متباينين ؟ خير متعلق امر مولى صلاة است و صلاة نه در لغت و نه در اصطلاح شرعى به معناى مراد المولى نيست بلكه در لغت به معناى دعا و در شرح نام افعال مخصوصه است
آرى صلاة واقعى كه در خارج با همهء خصوصيات انجام پذيرد مصداقى از مصاديق مراد و مقصود مولى است و به قول منطقيّين صلاة با مراد اتحاد مفهومى ندارد و به حمل اوّلى ذاتى قابل حمل بر يكديگر نيستند يعنى نتوان گفت المراد صلاة بالحمل الاوّلى بلكه اتحاد مصداقى دارند و به حمل شايع صناعى قابل حملند يعنى صلاة واقعى مصداقى از مصاديق مراد المولى است آنگاه متعلّق التكليف خود عنوان صلاة است و صلاة يعنى آن افعال خاصه و آن افعال مردّد است بين اقل و اكثر پس خود متعلّق الخطاب مجمل است و در چنين موردى برائت عقليّه و شرعيه جارى مىشود و بلكه اصولا امكان ندارد كه عناوين انتزاعيهاى از قبيل مراد المولى و . . . بتوانند متعلّق تكليف واقع شوند و بيان اين قطعه را از سخنان دلنشين مرحوم آشتيانى در بحر استفاده مىكنيم :
[ بل التحقيق عدم امكان وضع اللفظ لها لتأخّرها عن الوضع بمرتبة او مرتبتين او بمراتب فكيف يمكن معذلك وضع اللفظ لها فانّ اتصاف المعنى الذى وضع له اللفظ بالموضوع له بعد الوضع و بالمستعمل فيه بعد الوضع
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 128
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٢٨