قصر و اتمام كه اگر در واقع قصر واجب باشد اتمام كافى نيست
ولى گاهى اقلّ نسبت به اكثر لا به شرط است يعنى اگر در واقع اقل واجب بوده و ما اكثر را بياوريم امتثال حاصل شده چون اقل در ضمن آن هست و اگر هم اكثر واجب بوده كه همان را انجام داده بحث ما در يك چنين اقل و اكثرى است مثل نماز با سوره يا بىسوره ] حال اجمال گاهى در معناى عرفى خطاب مولى است [ معناى عرفى در مقابل معناى شرعى است يعنى معناى غير شرعى اعمّ از عرفى - لغوى - اصطلاحى ، . . . ]
فى المثل شارع فرموده : اغتسل للجمعة و للجنابة كه متعلق خطاب غسل است و معناى غسل عبارتست از شستن تمام ظاهر بدن با ترتيب خاص و به قصد قربت منتها عند العرف معناى ظاهر البدن مجمل است و امرش دائر بين اقل و اكثر است
يعنى نمىدانيم آيا داخل گوش [ قسمتهائى كه بدون دست آب به آنها نمىرسد ] و نيز داخل ناف و نيز پيچ شكم در آدمهاى سمين جزء ظواهر بدن محسوب مىشوند يا از باطن بوده و شستن آنها واجب نيست ؟
دوران بين اقل و اكثر است
يا مثلا شارع فرموده : اقيموا الصلاة ، آتوا الزكاة و . . . و خلاصه كليّه اوامر شرعيه نسبت به عبادات كه نمىدانيم آيا صلاة اسم است براى عمل نه جزئى مثلا بدون سوره يا عمل دهجزئى ؟ اقل است يا اكثر ؟
البته بنا بر قول به اينكه الفاظ عبادات براى خصوص عبادت صحيحه يعنى داراى همهء اجزاء و شرائط وضع شدهاند كه علىهذا خطاب مجمل مىشود و نمىدانيم آيا صلاة اسم است براى مركب نهجزئى يا دهجزئى ؟ اقل يا اكثر ؟
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 123
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٢٣