تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
من اوّل الامر يا هستند و يا نيستند نظير زوجيت للاربعة و . . . قوله : و ان اريد اصالة عدم صيرورة . . . : اين اشاره به مرحلهء سوّم است و مىگوئيم : استصحاب عدم جزئيت در اين مرحله معنايش اينست كه : الاصل عدم امر الشارع بمركب متضمن للسورة و لازمه‌اش اينست كه پس امر كرده به اقل و به مركب فاقد سوره و چنين اصلى مثبت است چون لازم عقلى برآن مترتب شد نه اثر شرعى قوله : و ان اريد اصالة . . . : اين اشاره به مرحلهء دوّم است يعنى عدم جزئيت در مرحله اختراع . شيخ ره مىفرمايد : جزئيّت در اين مرحله را دوگونه مىتوان معنى كرد كه طبق يك معنى استصحاب قابل جريان است ولى طبق معناى ديگر خير بيان ذلك اگر بگوئيم جزئيت و عدم جزئيت در اين مرحله به معناى ملاحظه كردن شارع و عدم ملاحظه او است اين سوره را در اين مركّب آنگاه استصحاب عدم جزئيت يعنى اصل عدم ملاحظهء شارع است سوره را در اين مجموعه . شيخ ره مىفرمايد : فله وجه يعنى اين استصحاب جارى مىشود و نتيجه اين مىشود كه پس مأمور به اقل است نه اكثر ، اگر شما بفرمائيد كه اين استصحاب اصل مثبت است خواهيم گفت خير اصل مثبت نمىشود زيرا كه هركجا موضوع حكم مركب از بخش ايجابى و بخش سلبى باشد و بخش ايجابى آن بالوجدان محرز باشد بخش سلبى آن را با اصل مىتوان احراز كرد سپس اثر بار مىشود فى المثل غصب به معناى تصرف در ملك غير بدون رضايت مالك است و اين موضوع دو بخش دارد : 1 - بخش اثباتى : التصرف فى ملك الغير