تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
طرح نموده و تشقيق شقوق نموده و ثابت كرديم كه اين استصحاب در ما نحن فيه لا ينفع و قابل استدلال نيست ب : استصحاب عدم وجوب جزء مشكوك : در دوران قبل از بلوغ يا قبل از اسلام كه اين جزء مشكوك يعنى سوره مثلا بر من واجب نبود حال بعد از اسلام يا بلوغ شك مىكنم استصحاب عدم وجوب جارى مىشود . جواب ما : وجوب جزء مشكوك به سه نحو قابل تصور است كه بايد ديد مراد مستدل كدام است 1 - وجوب نفسى ضمنى 2 - وجوب عقلى به معناى لابدّيت 3 - وجوب غيرى شرعى كه به تبع ذى المقدّمه يعنى اكثر واجب مىشود حال شما كدام وجوب منظورتان است ؟ اگر منظورتان استصحاب عدم وجوب نفسى اين جزء مشكوك است خواهيم گفت : براى هيچ جزئى از اجزاء چه آنها كه معلومه هستند و چه مشكوكه وجوب نفسى جعل نمىشود بلكه يك وجوب نفسى از سوى مولى روى كل و مجموع مىآيد و هر جزئى سهم خود را از اين وجوب دريافت مىكنند نه اينكه هركدام جداگانه واجب نفسى باشند و لذا گفته مىشود : وجوب الجزء عين وجوب الكلّ يعنى از همان وجوب كلّ سهم خود را گرفته است . و اگر منظورتان نفى وجوب عقلى به معناى لابدّيت است از اين باب كه اين جزء مشكوك اگر واجب باشد مقدمه مىشود للاكثر و هر مقدّمه‌اى هم لا بدّ منه در تحقّق و رسيدن به ذى المقدّمه خواهيم گفت لابدّيت يك وصف جدا از جزء بودن نيست بلكه چيزى كه جزء واجب باشد حتما لا بد منه هم هست و الّا فلا و هر صفتى كه از لوازم لا ينفك چيزى شد قابل اجراء اصل نيست بلكه در متبوع آن اصل جارى مىشود
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 116 | على محمدى خراسانى