امّا در تكليفيّه : مثلا شك داريم كه آيا دعا عند رؤية الهلال واجب است يا نه ؟ هرچه گشتيم دليلى بر وجوب نيافتيم در اينجا از دو اصل مذكور استفاده مىكنند يا مثلا شك داريم كه آيا استعمال دخانيات در اسلام حرام است يا خير ؟ دليل نداريم و لذا از اصالة العدم و عدم الدليل دليل العدم استفاده مىكنيم و هكذا مثالهاى ديگر .
و امّا در وضعيّه : مثلا شك داريم كه آيا سوره جزء نماز هست يا خير ؟
دليل نيافتيم از اين اصول عدميه بهره مىگيريم و يا شك كرديم كه فلان امر شرطيت دارد يا نه ؟ از اين اصول بهره مىگيريم و هكذا نسبت به مانعيت - قاطعيت ، ناقضيّت - سببيّت ، مبطليّت و . . .
بعد فرموده : ما خيلى تحقيق و تفحص كريم تا شايد مدرك ديگرى براى اين اصول عدميّه بيابيم ولى هرچه گشتيم مدركى نيافتيم به غير از عمومات همين اخبار برائت و مستند اين اصول همين عمومات است پس نتيجه مىگيريم كه اخبار برائت هم به درد احكام تكليفيه مىخورند و هم احكام وضعيّه و گرنه صلاحيّت مدركيت براى آن اصول پيدا نمىكردند .
جواب مرحوم شيخ از اين بخش : خوشبختانه جناب صاحب فصول در مباحث صحيح و اعم از كتاب الفصول مدّعى تعميم شده و اخبار برائت را نسبت به آثار وضعيه هم جارى كرده ولى در بخش مباحث عقليه كتابش آنجا كه راجع به برائت و احتياط بحث مىكرده از آن ادّعايش صرفنظر كرده و مثل مشهور از اين اخبار تنها در آثار تكليفيّه استفاده كرده و با ما هم عقيده شده و گرنه اگر روى همان اعتقاد اوّل تكيه مىكردند . ما به ايشان ثابت مىكرديم كه اوّلا اخبار برائت عموميّت ندارند [ چنانچه در ادامهء همين بحث چند سطر بعد خواهيم بيان كرد ]
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 109
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٠٩