البيان ارتفع عدم البيان .
و نيز موضوع حديث حجب و سعه و رفع اينست كه حكم فلان جزء مشكوك از ما محجوب است پس مرفوع است ، ما نسبت به آن لا يعلمون هستيم پس از ما مرفوع است ولى با وجود آن حكم عقلى ديگر حكم جزء از ما محجوب نيست و ما نسبت به آن لا يعلمون نيستيم بلكه يعلمون است و لذا اين حكم عقلى برآن ادلّه وارد شده و موضوع آنها را نابود مىسازد .
دليل دوّم يا استصحاب الاشتغال : قبل از اتيان اقلّ يقين به اشتغال ذمّه داشتيم و بعد از انجام اقل شك مىكنيم كه آيا اشتغال ذمّه مرتفع شد يا نه استصحاب مىكنيم بقاء اشتغال ذمّه را و نتيجه مىگيريم پس در ظاهر امر مولى به اكثر تعلّق گرفته و بايد اكثر را انجام دهيم .
آنگاه مىرويم به سراغ ادلّه برائت و مىگوئيم : موضوع برائت عقلى عدم البيان بود و الاستصحاب هو البيان الظاهرى و اذا جاء البيان ارتفع عدم البيان .
و نيز موضوع اخبار برائت محجوب بودن حكم جزء مشكوك بود و اين استصحاب بيان ظاهرى است و با آمدن آن علم آن جزء از ما پوشيده نيست پس جاى برائت هم نيست .
دليل سوّم يا اخبار احتياط : روايات بيشمارى داريم دالّ بر اينكه بايد در موارد شبهه احتياط كنيم و در اقل و اكثر احتياط به اتيان اكثر است آنگاه به حكم اين اخبار بايد جزء مشكوك را اتيان كنيم و با آمدن اين ادلّه جاى برائت عقلى و نقلى نيست چون اينها بيانيّت پيدا مىكنند و اذا جاء البيان ارتفع عدم البيان .
سپس صاحب فصول ؟ ؟ ؟ گفتگوى
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 105
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٠٥