معنائى هستند مثل صلاة و حج و . . .
و يك سلسله حقايق متشرعيه داريم كه در نزد مسلمانان حقيقت در معنائى هستند مثل وجوب - استحباب . . .
و يك سلسله حقايق عرفيه عامه داريم مثل دابّه نسبت به فرس ، حيوان نسبت به غير انسان و . . .
و يك سلسله حقايق عرفيه خاصه يا اصطلاحيه داريم كه مثلا در اصطلاح مناطقه يا نحويين يا اصوليين و يا فقها حقيقت در معناى خاصى هستند ولى در اصطلاح ديگر رواجى ندارند . . .
با حفظ اين مقدّمه : امّا شبهه غير محصوره از حقايق لغويه نيست و معناى لغوى آن حتما مراد نيست چون غير محصوره در لغت به معناى اينست كه غير قابل احصاء و شمارش باشد و شبهات غير محصوره مورد بحث ما عموما قابل احصاء و شماره هستند و نيز از حقائق شرعيه و متشرعه هم نيستند و نيز از حقائق اصطلاحيه هم نيستند پس بايد معناى عرفى آن را حساب كرد و براى تعيين آن ضوابطى ذكر شده كه ذيلا بيان مىشود :
1 - گروهى از فقهاء بزرگوار از قبيل شهيد ثانى ره محقق ثانى ، صاحب مدارك و . . . فرمودهاند : معيار و ميزان در تشخيص محصوره بودن شبهه از غير آن رجوع به عرف است و آن اينكه : شبهه محصوره آنست كه عادتا و عرفا محصور و معدود باشد و غير محصوره آنست كه برحسب عادت و عرف غير قابل شماره باشد البته منظور اين نيست كه شمارش آن محال و ممتنع باشد زيرا كه رقم اطراف شبهه هرچه درشت باشد حتى از ارقام نجومى هم باشد بالاخره قابل شمارش است منظور اينست كه اطراف شبهه بقدرى زياد باشد كه شمارش آنها دشوار و در سرحدّ محال باشد بنابراين هر شبههاى كه شمردن اطراف آن به سهولت انجام پذيرد نامش محصوره است
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 356
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٥٦