بايد از جميع الاطراف اجتناب كنيم پس عمده مانع همانا احتمال عقاب است كه عقل مىگويد بايد دفع شود .
ولى خوشبختانه اين هم مانع نيست زيرا كه هر احتمالى عند العقل منجّز نيست بلكه اگر احتمال يك احتمال عقلائى باشد عقل مىگويد بايد بدان اعتنا كنى و ترتيب اثر دهى چنان كه در شبهات محصوره چنين است زيرا وقتىكه اطراف شبهه دو طرف بود نسبت به هر طرف انسان 50 % احتمال حرمت و عقاب مىدهد و چنين احتمالى قطعا عقلائى است و واجب الدفع است و هكذا اگر اطراف شبهه سه طرف باشد كه احتمال 33 % مىشود و باز هم عقلائى و واجب الدفع است و اگر اطراف شبهه چهار طرف باشد احتمالى 25 % است و . . .
امّا اگر احتمال يك احتمال خيلى ضعيف بود [ در اثر اينكه اطراف شبهه و محتملات خيلى زياد است ] به درجهاى كه ملحق به عدم بود در اينجا عقلاء عالم بالوجدان به چنين احتمالى اعتنا نكرده و ترتيب اثر نمىدهند چند مثال : اگر فرض بفرمائيد : شخصى به يكى از دو نفر نسبت ناروا بدهد و بگويد يكى از شما دو نفر زنازاده هستيد بدون ترديد هر دو نفر به شدت ناراحت شده و رگهاى گردنشان پر شده و در صدد انتقام برمىآيند ولى اگر بگويد يكى از مردم اين شهر زنازاده است احدى از اهالى شهر ناراحت نمىشوند چون اطراف شبهه خيلى زياد است و يك در ميليون هركسى احتمال دهد كه با او بوده ولى اصلا و ابدا به اين احتمال اعتنا نمىكند .
يا مثلا فرض بفرمائيد : اگر در ميان شهر دو نفر به اسم زيد باشند و كسى به پدر يكى از آن دو خبر دهد كه زيد نامى تصادف كرد و مرد بدون شك پدر ناراحت شده كار و كسب را رها كرده و راهى بيمارستان مىشود تا يقين كند كه آيا زيد پسر او است يا خير .
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 349
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٤٩