جمع عرفى آنست كه هركدام از دو دليل داراى قدر متيقنى بوده كه برآن حمل شود و در اينجا چنين است زيرا كه قدر متيقن از اخبار حليت شبهه بدويه است و قدر متيقن از اخبار احتياط شبهه محصوره است آنگاه شبهه غير محصوره در وسط مىماند مستدل گفت : شبههء غير محصوره را هم به اخبار حلّيت مىدهيم .
ما مىگوئيم : اين ترجيح بلا مرجّح است زيرا كسى را رسد كه بگويد :
چرا به اخبار احتياط ندهيم ؟ فاين الرجحان ؟
قوله : الّا ان يقال :
اين جمله استثنا از جواب چهارم است و مستشكل مىخواهد مرجّح بتراشد و ثابت كند كه شمول اخبار حلّيت نسبت به شبهه غير محصوره ارجحيّت دارد به اين دليل كه اخبار حلّيت خيلى زيادند و اين زيادى نشانه اهتمام ائمه ( ع ) است و اهتمام نشانه زيادى مصداق و موارد ابتلاء به آنست و الّا دو يا سه مورد اينهمه هياهو ندارد .
با اين نكته مىگوئيم : اغلب موارد شبهات بدويه به نحوى به شبهه غير محصوره برمىگردد فى المثل شما الآن شك داريد كه لباستان نجس شد يا خير ؟ اين شك بدوى است ولى وقتى توجه مىكنيد به اينكه قطعا نجس در عالم وجود دارد كه شايد آن نجس همين عباى شما باشد شك بدوى شما تبديل به علم اجمالى و شبهه غير محصوره مىشود و هكذا در مثالهاى ديگر .
و لذا مواردى كه صددرصد شك بدوى باشد يا نيست يا خيلى كم است آنگاه اگر ما موارد شبهه غير محصوره را هم به اخبار احتياط بدهيم لازم مىآيد كه در تحت آنهمه اخبار حلّيت تنها افراد انگشتشمارى باقى بماند و اين با راندمان اين اخبار سازگار نيست و لذا بايد شبهات غير محصوره را
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 344
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٤٤