و با مقايسه با مواردى از قبيل
كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ . . .
به خوبى روشن مىشود و اگر مراد اين شد در اين جهت فرقى ميان شبهه محصوره و غير محصوره نيست و به درد مستدل نمىخورد .
ولى ما ناچاريم اين آيات را بر احتمال ثانى كه خلاف ظاهر هم هست حمل كنيم به قرينه روايات فراوانى كه وارد شده مبنى بر اينكه احكام الهى دائر مدار عسر و يسر نوعى و غالبى است نه نادرى يعنى هركجا عسر غالبى باشد آن وجوب يا حرمت از همه مرتفع مىشود و هركجا يسر غالبى باشد آن حكم جعل مىشود . . . و وقتى به كمك اين روايات از آن آيات عسر و حرج غالبى فهميده شد مىگوئيم : در ما نحن فيه هم احتياط در اغلب شبهات غير محصوره براى اغلب مردم حرجى است پس مشمول اين آيات است پس برداشته شده و واجب نيست .
جواب مرحوم شيخ : ما از اين استدلال روىهمرفته چهار جواب تهيّه ديدهايم .
1 - اوّلا همانطورىكه خود مستدل هم اعتراف كرد اين آيات ظهور در عسر و حرج شخصى دارند نه نوعى و اگر شخصى شد لا فرق ميان شبهه محصوره و غير محصوره و بلكه لا فرق ميان شبهات و واجبات و محرمات مسلّمه كه با آمدن عسر و حرج از دوش همان شخص برداشته مىشود پس با اين بيان شما نمىتوانيد در خصوص شبههء غير محصوره عدم وجوب احتياط را اثبات كنيد .
2 - قوله و امّا ارتفاع . . .
اين اشاره به جواب دوّم است و آن اينكه : ادلّه عناوين ثانويه از قبيل قانون لا ضرر و حديث رفع و از جمله آنها ادلّه عسر و حرج عموما در مقام امتنان صادر شدهاند آن هم امتنان بر جنس الامّة و جميع افراد امّت