تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
بايد احتياط كند و الّا فلا بلكه مناط در منجّزيت علم اجمالى آنست كه هريك از اطراف طورى باشند كه اگر علم تفصيلى به همان طرف حاصل مىشد حتما و جزما خطاب منجّز مىشد و در مورد خنثى چنين است زيرا كه اگر علم به رجوليت پيدا مىكرد خطاب رجال و اگر به انوثيت خطاب اناث حتما متوجه او بود پس عند العلم الاجمالى بايد احتياط كند و يا مناط مؤثّر بودن علم اجمالى در اينست كه در اطراف آن از اصول عمليّه نتوانيم استفاده كنيم چرا كه اجراء اصل در هر طرف معارض با اجراء آن در طرف ديگر مىشود و در اثر آن يا جارى نمىشود و يا اگر جارى شود سقوط مىكنند و نوبت به قانون علم اجمالى و احتياط مىرسد و در مورد خنثى چنين است چون اگر بخواهد بگويد : اصل اينست كه مخاطب به خطابات زنها نيست از آن طرف هم اصل اينست كه مخاطب به خطابات مردها نيست و اين دو اصل به بركت علم اجمالى تعارضا و تساقطا . . . پس بايد احتياط كند . البته تا جائى كه عسر و حرج پيش نيايد و گرنه به زودى خواهد آمد كه آنجا احتياط نيست . در خاتمه اگر بخواهيم خنثى را به كسى تشبيه كنيم بايد به مكلّفى تشبيه كنيم كه على الفرض تا چهار فرسخ مثلا رفته و يك شب در آنجا مانده و برگشته ولى نمىداند كه آيا وظيفه او قصر است يا اتمام ؟ مخاطب به خطابات مسافرين است ؟ يا حاضرين ؟ كه در اينجا احدى نگفته چون اين مكلّف نمىداند در اسلام به كداميك از اين دو دسته خطاب مخاطب است پس آزاد است بلكه يا بايد احتياط كند يعنى هم قصر بخواند و هم اتمام و يا حدّ اقل مخير است . [ نكته : خطابات مشتركه ميان زنان و مردان كه مال انسانها است بالاجماع و بلكه بالضرورة براى خنثى هم ثابت است انما الكلام در خطابات
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 328 | على محمدى خراسانى