مختصه به رجال يا نساء است در اين بخش هم اگر خنثى را طبيعت ثالثه بشماريم باز قطعا اينگونه خطابات در حق او نيست چون او موضوعا از رجل و مرئه بيرون است انما الكلام بر مبناى مشهور است كه خنثى را طبيعت ثالثه ندانسته و مدّعى هستند كه خنثى يا مرد است در واقع و يا زن در اين بخش هم باز گاهى خنثى از خنثاهاى غير مشكل است يعنى خنثائى كه راه براى شناخت او كه مرد است يا زن باز است و هركدام با امارات معلوم گشت همان خطابات را دارد انّما الكلام در خنثاى مشكل است . . . ]
تنبيه هشتم
دو نكته به عنوان مقدّمه :
1 - در باب علم اجمالى سه مبنى وجود دارد :
الف : مشهور برآنند كه علم اجمالى بالجمله مؤثر است يعنى هم مخالفت قطعيه آن حرام و هم موافقت قطعيهاش واجب است .
ب : جماعتى برآنند كه علم اجمالى بالجمله بىاثر است و كالجهل رأسا مىباشد پس نه تنها موافقت قطعيه با آن واجب نيست كه مخالفت قطعيهاش هم حرام نيست .
ج : جماعتى معتقدند كه علم اجمالى فى الجملة مؤثر است نه بالجمله يعنى مخالفت قطعيهاش حرام است امّا موافقت قطعيه آن واجب نيست و به عبارت ديگر ارتكاب ماعداى مقدار حرام جايز است .
2 - گاهى اطراف شبهه در باب علم اجمالى با قطع نظر از علم اجمالى مجراى اصالة الحلّيهاند يعنى هركدام اگر مشكوك به شك بدوى بودند اصالة الحلية در آن جارى مىشد و گاهى اطراف شبهه مع قطع النظر عن