كار است نسبت به دو صنف از مكلّفين كه عبارتند از : زنها و مردها و خنثى نمىداند كه مشمول كداميك از دو خطاب است و در اسلام تكليف او چيست در چنين موردى احتياط واجب نيست .
قوله : و لكن :
مرحوم شيخ مىفرمايند : هر دو شبهه قابل جواب است :
امّا جواب دليل اوّل : انصراف دو قسم است : 1 - بدوى 2 - ظهورى ، منشأ انصراف بدوى عبارتست از غلبه وجود خارجى يك صنف نظير انصراف كلمه ماء در عراق به ماء الفرات و الدجلة و منشأ انصراف ظهورى عبارتست از كثرت استعمال مثل اينكه عند العرف كلمه حيوان فراوان در غير انسان استعمال شده به درجهاى كه تا حيوان مىگويند از آن غير انسان تبادر مىكند اگرچه بحسب وضع اينگونه نيست حال آن انصرافى كه ارزشمند است انصراف ظهورى است نه بدوى و در ما نحن فيه انصراف بدوى است نه ظهورى .
امّا اينكه ظهورى نيست چون قبول نداريم كه كلمه رجل مثلا استعمالش در معلوم الرجوليّة و افراد متعارف بيشتر باشد بلكه رجل به معناى ذات ثبت له الرجوليّة است و غالبا هم در همين معنا استعمال مىشود چه ما علم داشته باشيم يا نه و رجل به اين معنا خنثائى را هم كه در واقع رجل باشد شامل است و هكذا كلمه مرئه نسبت به معلوم الانوثية و مجهول الانوثية .
و امّا اينكه بدوى است چون در خارج افراد مرئه و رجل متعارف غالب و غير متعارف يعنى خنثائى كه در واقع مرد يا زن باشد بسيار نادر است و ندرت سبب انصراف از آن نمىشود . . .
و امّا جواب دليل دوّم : ما قبول نداريم كه مناط وجوب احتياط در باب علم اجمالى اين باشد كه اگر خطاب متوجه به خود را تفصيلا مىشناسد
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 327
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٢٧