و با آمدن علم اجمالى اين عام از ظهور مىافتد و لذا قابل تمسك نيست .
قوله : فتأمّل
اشاره به همين وجه الفرق است كه بيان شد .
و امّا مثال نذر يا مثال سوّم : به فرموده مرحوم آشتيانى : فيتعين الرجوع الى اصالة الاباحة على القول بعدم تأثير العلم الاجمالى فيه اذ لا اصل فيه غيرهما كما هو ظاهر .
تنبيه هفتم
تنبيه هفتم از تنبيهات علم اجمالى و شبههء محصوره راجع به اينست كه در باب علم اجمالى و شبههء محصوره گاهى اطراف شبهه شيئين يا اشياء هستند مثل اينكه اجمالا مىدانيم احد المايعين خمر است يا احدهما نجس است يا احد الشيئين غصبىاند و . . . تا به حال هرچه بحث شده پيرامون اين بخش بوده و گاهى اطراف شبهه مربوط به اشخاص مكلفين است .
و اين نيز دو قسم مىشود زيرا كه گاهى طرفين شبهه دو يا چند نفرند و پاى دو نفر يا بيشتر در بين است همانند دو نفرى كه جامه مشترك دارند و در آن منى مشاهده شده و الآن اين دو نفر علم اجمالى دارند كه احدهما جنب هستند در چنين موردى علم اجمالى مؤثر نيست زيرا كه مكرّر گفتهايم هركجا چنين باشد هر مكلّفى وظيفه دارد به حساب خودش برسد و كارى به ديگرى نداشته باشد زيرا كه اجراء اصل در طرف ديگرى براى او تأثيرى ندارد و وقتى به وضع خود رسيدگى مىكند شك در جنابت و وجوب غسل و حرمت دخول مسجد و . . . دارد از اصول عمليه عدميّه و وجوديه مدد گرفته و حساب خويش را تصفيه مىنمايد .