تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
دارند و از آنجا به بعد ديگر فعلى نيستند . يكى از آن حدود حدّ ضرر است [ لا ضرر و لا ضرار فى الاسلام ] . يكى از آنها عسر و حرج دائمى و يا غالبى است [ ما جعل عليكم فى الدين من حرج ] . يكى از آنها اكراه و اجبار است [ الّا من اكره و قلبه مطمئن بالايمان ] [ رفع ما استكرهوا عليه ] . و يكى از آن حدود ، اضطرار است اگر مكلّفى نسبت به ترك واجب يا فعل حرامى مضطر شود مؤاخذه نخواهد شد و دليل آن اينست كه : حرمت عليكم الميتة و الدم . . . الّا ما اضطررتم كه در اين فرض حرمتى نيست و در حديث رفع آمده : رفع ما اضطروا اليه پس عند الاضطرار مؤاخذه‌اى نيست . و نيز اين جمله ضرب‌المثل شده كه : الضرورات تبيح المحظورات . بنابراين بدون ترديد با آمدن اضطرار حرمت مىرود ولى از طرف ديگر به مقدار رفع ضرورت ارتكاب حرام و يا ترك واجب جايز مىشود نه بيش از آن . فى المثل اگر به اكل ميته يا شرب خمر مضطر شديم تااندازه‌اى كه ضرورت اقتضا كند در ارتكاب اين حرامها مجازيم و نه بيشتر دليل اين مطلب هم از حكم عقل مىتوان آن را فهميد و علاوه از جمع ما بين ادلّهء عناوين اوليه و ثانويه مىتوان فهميد چنان كه در جواب ان قلت خواهد آمد و از رواياتى نظير : ما لا يدرك كله لا يترك كله يا الميسور لا يسقط بالمعسور نيز مىتوانيم بفهميم و باز ضرب‌المثل شده كه : الضرورات تتقدّر بقدرها پس از اين مقدمه ما به اين نتيجه مىرسيم كه : دو تا قاعده داريم : 1 - الضرورات تبيح المحظورات . 2 - الضرورات تتقدر بقدرها .