دستمان از اصول سببيّه كوتاه شد براى خروج از حيرت در مقام عمل به اصل مسبّبى رجوع مىكنيم و اصل مسبّبى مرجع است نه مرجّح .
تبصرة : اگر چنانچه در همين مسئلهء ما يك شيئى طاهر با احد المشتبهين ملاقات كند و يك شيئى پاك ديگر با مشتبه ديگر باز نسبت به ملاقيين هم بايد احتياط كنيم زيرا كه علم اجمالى داريم كه يكى از اين دو ملاقى با نجس يا متنجس واقعى ملاقات كرده و خطاب اجتنب عن ملاقى النجس به ما متوجّه شده و بايد احتياط كنيم همانطورىكه از خود ملاقاها اجتناب مىكرديم منتهى در مورد دو مشتبه اوّلى خطاب واقعى كه در حق ما منجّز شده خطاب اجتنب عن النّجس است و در مورد ملاقىها خطاب منجّز ، اجتنب عن ملاقى النجس است .
قوله : و لو كان ملاقاة :
مسئله ملاقات با اطراف علم اجمالى داراى انواع و اقسامى است كه مرحوم شيخ اعظم به بعض انواع آنكه اساسى بوده اشاره كرده ولى اقسام ديگرى هم وجود دارد كه حكمشان از همين موارد روشن مىشود و ما فهرستوار همه آنها را مىآوريم :
بطور كلّى علم اجمالى به نجاست احد المشتبهين يا پيش از ملاقات شيئى پاك با احدهما است و يا همزمان با او و يا بعد از ملاقات است و در هريك از اين سه صورت يا بعد از ملاقات ملاقا همچنان باقى است و يا مفقود و تلف شد ( 6 - 3 * 2 ) اينك بيان تفصيلى اقسام :
1 - اوّل علم اجمالى به نجاست احدهما آمد سپس ملاقات حاصل شد و هم اكنون هم ملاقا باقى و موجود است اين همان فرضى است كه مرحوم شيخ تفصيلا راجع به آن بحث كردند و تا به حال هرچه گفته شده مال اين قسم بود .
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 298
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٩٨