تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
2 - اوّل ملاقات و بعد علم اجمالى و تلف هم‌زمان حادث شده‌اند اين فرض با فرض بعدى حكم يكسان دارند و لذا ذيلا بيان خواهد شد . 3 - اوّل ملاقات و بعد تلف ملاقا و بعد علم اجمالى به نجاست احدهما كه مرحوم شيخ اين را نيز متعرض شده‌اند و حكم اين صورت و صورت قبلى آنست كه چون ملاقا قبل از علم اجمالى تلف شده اصل در او جارى نمىشود چون اثر عملى براى مكلف ندارد . و ما سابقا گفتيم آن اصل قابل جريان است كه اثردار باشد آنگاه نوبت به ملاقى مىرسد و چون اصل در آن مانع ندارد جارى مىشود آنگاه اصل در ملاقى با اصل در مشتبه ديگر كه باقى و موجود است به بركت علم اجمالى به خطاب منجّز تعارض مىكنند زيرا كه ما اجمالا مىدانيم كه يا ملاقى نجس است و ما مشمول خطاب اجتنب عن ملاقى النجس هستيم و يا رفيق الملاقى نجس است و ما مشمول خطاب اجتنب عن النجس هستيم و سابقا در تنبيه اول گفتيم كه لا فرق ميان خطاب واحد منجّز و يا خطاب واحد مردّد ميان احد الخطابين در هر حال بايد احتياط كرد و لذا در اين دو فرض اخير وضعيّت با فرضهاى قبلى فرق كرد و در نتيجه مجموع صور به هشت صورت منتهى شد و اجمالا حكم و هركدام هم بيان شد .

تنبيه پنجم

تنبيه پنجم از تنبيهات علم اجمالى و شبههء محصوره پيرامون اضطرار مكلّف به بعض اطراف شبهه است و قبل از ورود به بحث مقدّمه‌اى را عنوان مىكنم : چنان كه مىدانيم احكام الهيّه يعنى واجبات و محرمات شرعيّه داراى يك سلسله حدود و مرزها هستند كه تا آن حدّ ، فعليّت و تنجّز