2 - علم اجمالى همزمان با ملاقات حاصل شده ولى بعد از ملاقات هم الآن ملاقا باقى است حكم اين فرض هم طابق النعل بالنعل حكم فرض قبلى است و لذا مرحوم شيخ متعرض نشده .
3 - علم اجمالى بعد از ملاقات حاصل شده يعنى اوّل ملاقات سپس علم اجمالى و سپس ملاقا هم اكنون نيز باقى است حكم اين فرض هم مثلا دو فرض قبلى است و در كلام شيخ ره نيامده البته در تعبيرات سخن از قبل و بعد بودن علم اجمالى نبود و لذا شايد اطلاق كلامشان هر سه فرض را بگيرد .
4 - اوّل علم اجمالى آمد سپس ملاقات و پس از مدّتى ملاقا تلف شد حكم اين فرض هم مثل فروض قبلى است كه اجتناب از ملاقى واجب نيست ولى از طرف ديگر شبهه لازم است و سرّ مطلب آنست كه قبل از تلف علم اجمالى آمده و قواعد و احكام آن پياده شده كه از مشتبهين بايد اجتناب كرد و نسبت به ملاقى هم تكليف روشن شده حال با تلف ملاقا اين احكام عوض نمىشود بلكه به قوت خود باقى است [ اين صورت را مرحوم شيخ در اواخر اين تنبيه بيان كردهاند با جمله و لو كان العلم الاجمالى . . . ]
5 - علم اجمالى همزمان با ملاقات حاصل شد و پس از مدتى ملاقات تلف شد حكم اين فرض هم عينا حكم فرض چهارم است و نيازى به تكرار نيست
6 - اوّل ملاقات حاصل شده و بعد هم دو چيز حادث شده يكى علم اجمالى و يكى تلف ملاقا خود اين به سه صورت منقسم مىشود :
1 - اوّل ملاقات آمده بعد علم اجمالى و بعد ملاقا تلف شده باز حكم همان است كه ذكر شد كه اجتناب از ملاقى لازم نيست و از مشتبه ديگر لازم است به همان بيانات .
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 299
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٩٩