يا ملاقى و ملاقا نجس هستند و آن ظرف ديگر پاك و يا بالعكس آنگاه وقتى داخل در اطراف علم اجمالى شد علم اجمالى مؤثر است و دلالت مىكند بر وجوب اجتناب از ملاقى نيز و حاجتى به دليل خاص تعبدى نداريم .
تنظير : نظير اينكه از اوّل امر سه تا ظرف آب داريم و علم اجمالى داريم كه يا اين دو تا نجس و آن سومى پاك است و يا بالعكس .
و نظير اينكه علم اجمالى ما دو طرف دارد ولى ما يك طرف را به بخش تقسيم مىكنيم و در ظاهر سه طرف مىشود ولى اجمالا مىدانيم كه يا اين دونيم كاسه نجس هستند يا آن كاسه ديگر حال چنان كه در اينجاها همه اطراف داخل در علم اجمالى و شبهه محصوره است هكذا در ما نحن فيه هم ملاقى احدهما داخل در صف مشتبهين شده و از اين باب وجوب اجتناب پيدا مىكند .
قوله : قلت :
مرحوم شيخ مىفرمايد : ما قبول نداريم كه ملاقى هم در صف مشتبهين داخل شود خير تشكيلدهنده مشتبهين همان دو مايع قبل از ملاقات است و ملاقى در رتبهء آنها نيست .
سرّ مطلب آنست كه شبههاى كه آن دو مايع دارند يك شبهه است كه از علم اجمالى سرچشمه مىگيرد يعنى شما اجمالا مىدانيد كه يا اين مايع خمر است و آن ديگرى سركه و يا بالعكس ، اين دو يك شك هستند و منشئشان هم علم اجمالى است و هر دو مسبب از علم اجمالىاند و لذا اين دو در عرض هم و همرتبه هستند و داخل در علم اجمالى و شبهه محصوره است .
و امّا ملاقى با ملاقا هرگز در عرض هم نيستند بلكه و در طول همند يعنى شك در ملاقى مسبّب از شك در ملاقا است و اين دو سببى و مسبّبى
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 293
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٩٣