تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
از مشتبهين اجتناب كن و وجوب اجتناب از آثار خمر واقعى است كه به مشتبهين داده شده حال همان‌طورىكه شما فقهاء عظام در بلل مشتبه گفتيد ملاقى مشتبه واجب الاجتناب است هكذا در ما نحن فيه هم بگوئيد ، چرا بينهما فرق مىگذاريد ؟ ! مرحوم شيخ مىفرمايد : در مسئله بلل مشتبه قرينه خارجيه داريم و از آن تنجّس ملاقى مشتبه را مىفهميم و آن قرينه تقديم ظاهر حال بر اصل است بيان ذلك : ظاهر حال چنين آدمى نشان مىدهد كه اين رطوبت ، بقاياى بول است كه در مجرا مانده و ذرّه‌ذرّه بيرون مىآيد و اصل مىگويد : ان‌شاءالله اين رطوبت پاك است . شارع مقدس در اينجا ظاهر حال را بر اصل مقدم داشته و آن رطوبت را بول حساب كرده و لذا حكم به وضو كرده و اگر بول محسوب شده معلوم است ملاقى بول هم نجس مىشود ولى بر خلاف ما نحن فيه هيچ قرينه‌اى بر هيچ طرف وجود ندارد ما هستيم و مجرّد ملاقات با احد المشتبهين و دليلى هم بر وجوب اجتناب از آن نداريم فالقياس مع الفارق . و امّا جواب از دليل دوّم يا روايت : اوّلا اين حديث اشكال سندى دارد و راوى آن ضعيف است و لذا حجت نيست تا قابل استدلال باشد و ثانيا اشكال دلالى دارد و آن اينكه : حرمت در حديث به معناى حرمت تكليفى نيست بلكه به معناى حرمت وضعى يعنى نجاست است بدليل اينكه اگر به معناى ظاهرى خود باشد كبراى كلى يعنى ملازمه غلط از آب درمىآيد چونكه كثيرى از محرمات در عالم ملازمه ندارند با حرمت ملاقى خود . مثلا مال ربوى حرام است ولى ملاقى آن حرام نيست ، هكذا مال غصبى هكذا مال مقبوض به عقد فاسد و . . . و لذا به معناى نجاست مىگيريم و كبراى كلّى تضمين مىشود كه خدا ميته از هر حيوان را نجس كرده
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 291 | على محمدى خراسانى